سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

36

طب در دوره صفويه ( فارسى )

فصل سوم داروسازان اگر يكى از كسانى كه در دورهء صفويه زندگى مىكرد امروز زنده مىشد و به دنياى طب ما نگاه مىكرد بدون شك تغييرات بسيار اندكى از نظر شيوهء دارودرمانى با دورهء خود مشاهده مىكرد . ايرانيان پس از رخنه به دنياى اعراب ، آن‌چنان بنيادى براى علم داروسازى ريختند كه تا قرن‌ها پس از پاشيده شدن بساط خلافت و به هم خوردن يكپارچگى دنياى اسلام به حيات خود ادامه داد تا جائى كه روش فعلى ما در توزيع دارو و سيستم قرار دادن آن در دسترس بيماران همان روشى است كه ايرانيان قرن‌ها قبل ابداع كرده‌اند . براى مثال هنوز هم داروخانه يكى از مهمترين بخش‌هاى هر بيمارستانى است و برخى از پزشكان ، كه تعدادشان روز به روز كمتر مىشود ، هنوز هم خود داروى لازم را در اختيار بيمار مىگذارند و يا اينكه داروخانه‌هاى فراوانى در هر شهر و روستا وجود دارد كه هر بيمارى مىتواند به آن‌ها رجوع كند و با انتخاب دارو به درمان خويش بپردازد و در اين كار خود از نظر مشورتى داروساز برخوردار بشود . علم داروسازى در جهان اسلام به مراتب بيش از طب عمومى ، چشم‌پزشكى و يا جراحى عمر كرد بطورى كه نوشته‌هاى ابن سراپيون و يوحنا بن ماسويه تا اوايل قرن ششم مورد استناد همهء داروسازان بود و يا مرهم‌هائى كه ايرانيان در اعمال جراحى به كار مىبردند تا قبل از ساخته شدن پلشت‌برهاى ليستر تنها موادى بودند كه در جراحىها از آن‌ها استفاده مىشد و اسامى بسيارى از اوزان و مقياسات امروزى ما همان‌هائى است كه مسلمان‌هاى اوليه به كار مىبردند . در بيمارستان‌ها ، داروخانه از نظر اهميت همپايهء بخش‌هاى درمانى قرار داشت . البته طبيب والامقام‌ترين فرد كادر فنى هر بيمارستانى محسوب مىگشت و از نظر تئورى مسئول تمام بخش‌ها بود ، ولى سرداروساز بيمارستان كه وى را « مهتر » مىناميدند درست پس از او قرار مىگرفت ، و اين شخص درست مثل پزشك ارشد بيمارستان‌هاى امروز ، و آن روز ، داراى تيمى مركب از عده‌اى داروساز جوان بود كه تحت نظر او كار مىكردند و ايشان را « شرابدار » مىناميدند . نكتهء جالبى كه بايد در مورد داروخانه بيمارستان‌هاى بزرگ يادآورى گردد اين است كه اين بخش نه تنها مركز نگاهدارى و عرضهء دارو به بيماران بود ، بلكه گنجينه‌اى از شاهكارهاى هنرى نيز به شمار مىرفت زيرا در آن مجموعه‌اى از انواع قرابه‌ها ، كوزه‌ها ،